امروز تاریخ 19 اکتبر سال 2018 میلادی
آموزش وردپرس

دختران شین آباد منتظر وعده وزیر بهداشت

«نادیه صالح» اهل شین آباد است؛ روستایی از توابع پیرانشهر که حالا از مشهورترین روستاهای ایران به شمار می رود. داستان نادیه و دوستانش از 15 آذر13۹۱ شروع شد. مدرسه آن ها تجهیزات گرمایشی درست و حسابی نداشت، حادثه آتش سوزی رخ داد. او و ۲۸ دانش آموز دیگر قربانی این کمبود امکانات شدند. سه نفر فوت کردند و ۲۶ نفر دیگر سوختگی شد خاطره و یادگارشان تا اکنون.

از آن روز سیاه پنج سال می گذرد. روایت نادیه از آن روز پر از تلخی است: «هر بار که جلوی آینه می روم، می فهمم آتش کلاس ما هیچ وقت خاموش نشد. این روزها می گویند روز زن است.  زن ها هم دل شان به زیبایی و شادابی چهره شان خوش است. بی توجهی مسوولان، زیبایی و سلامت من و دوستانم را گرفت. حالا باید خودشان کمک کنند و زندگی ما را برگردانند.»

از ۲۶ نفری که گرفتار جراحات سوختگی شدند، وضعیت ۱۲ نفر وخیم تر بود و درگیر جراحی های مداوم شدند. «آسرین»، یکی از دختران شین آبادی به خبرگزاری «ایلنا» گفته ۱۲ نفر از دوستانش تاکنون ۳۶۰ عمل جراحی انجام داده اند ولی فایده چندانی نداشته است.
صدمه جسمی یک طرف ماجرا، ولی صدمه روحی این حادثه یک سوی دیگراست. نادیه می گوید: «موضوعی نیست که قادر به فراموش کردنش باشیم. سال ها است کابوس تمام روزهای من و دوستانم آتش سوزی است.»

دکتر «محمدجواد فاطمی»، رییس مرکز تحقیقات سوختگی و مسوول کمیته درمان بچه های شین آباد درباره وضعیت درمانی این کودکان به «ایرنا» گفته است روند درمان این کودکان ادامه دارد و فرآیند درمان آن ها ۱۵سال طول می کشد چون بسیاری از عمل های جراحی باید در زمان بالغ شدن آن ها انجام شود.

تیم پزشکانی که درمان کودکان شین آباد را بر عهده دارند، در بیمارستان «حضرت فاطمه» مستقرند. اما پیشرفت کار به تجهیزات به روزتری محتاج است. نادیه می گوید: «فارغ از جریان دیه که نصف بدهند یا کامل، ما انتظار داریم که چون مشکل از خودشان بوده، تا بهبودی کامل ما را حمایت کنند. آن همه فشار روانی و از دست دادن بهترین روزهای عمرمان هم هیچ. حداقل کمک کنند تا جایی که بشود به وضعیت عادی نزدیک بشویم.»

او وقتی درمورد مشکلات دوستانش حرف می زند، صدایش می لرزد: «زندگی برای بعضی دوستانم که آسیب بیش تری دیده اند، واقعا سخت است. ما تفریحی نداریم چون تمام اوقات ما در این چندساله توی بیمارستان گذشته است. پدرهای ما نمی توانند شغل ثابتی داشته باشند چون همیشه باید دنبال کارهای درمانی ما باشند.»

رفت و آمد مداوم به تهران هم یکی از مشکلات این دختران است: «هر بار برای هر جراحی باید برویم تهران. هی از پوستم گرفته اند و در آن سمت بدنم کار کرده اند اما هیچ جواب درستی نگرفته ام. یکی از دوستانم شش انگشت دستش را از دست داده، خود من یک گوشم را از دست داده ام و یک چشمم فقط 30 درصد بینایی دارد.»

متخصصان مجربی که نادیه را معاینه کرده اند، به او گفته اند روند درمانش در یک کشور پیشرفته تا پنج برابر سرعت درمان در ایران پیش خواهد رفت.

اگر امکان انتقال کودکان شین آباد به یک کشور پیشرفته فراهم نشود، آن ها پنج سال آینده را فقط  برای دسترسی به یک بهبودی 30 درصدی باید منتظر باشند. این در شرایطی است که آن ها پنج سال بعد جوانانی 20 ساله اند.

«عثمان مزین» و «حسین احمدی نیاز»، دو تن از وکلای مجربی هستند که تلاش بسیاری برای احقاق این کودکان انجام داده اند. هم اکنون حسین احمدی نیاز کماکان دفاع از حقوق کودکان شین آباد را بر عهده دارد.

او می گوید حادثه شین آباد مشکلات حقوقی زنان را به چالش کشیده است: «کودکان شین آباد نه تنها در آتش مدرسه و بی تدبیری مسوولان، بلکه در آتش تبعیض جنسیتی موجود در محتوای قوانین ایران نسبت به زنان هم سوختند.»

بر اساس ماده ۵۶۰ «قانون مجازات اسلامی»، دیه زن و مرد در اعضا و منافع تا کم تر از ثلث دیه کامل مرد یکسان است و چنان چه ثلث یا بیش تر شود، دیه زن به نصف تقلیل می­یابد.

مساله تبعیض در دریافت دیه تاکنون در پرونده های مشابه بسیاری محل نزاع و اعتراض زنان آسیب دیده بوده است. پرونده دختران پارک «ارم» و دریافت نیمی از دیه یک مرد برای «نگار قربانی»، دختری که با سقوط وسیله بازی این پارک قطع نخاع شد، از جمله مواردی است که این نابرابری جنسیتی را یادآوری می کند.

در سفر اخیر کودکان شین آباد به تهران، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به آن ها وعده داده است حتی اگر دستگاه های دولتی منابع لازم برای انتقال آن ها به خارج از کشور را تامین نکنند، خودش آن ها را با هزینه شخصی به خارج از کشور اعزام خواهد کرد. احمدی نیاز می گوید این وعده بچه ها را به شدت شادمان کرد با این که تا زمانی که تحقق پیدا نکند، نمی توانیم مطمئن باشیم.

این وکیل دادگستری می گوید موضوع دختران شین آباد ربطی به سیاست ندارد، این بچه ها شهروند این کشور هستند و طرح مجدد جریان شین آباد برای کاهش درد و رنج آن ها است: «تجهیزات پزشکی ما مندرس و کهنه هستند و به روز نیستند. درمان این بچه ها نیازمند تجهیزات جدید است. آن ها می خواهند چهره معصومانه خود را دوباره پیدا کنند. این تکلیفی است برای دولت تا این شرایط را برایشان فراهم کند. نه درخواست عجیبی است و نه امری خارج از توان دولت. قانون دولت را ملزم می کند به طور کامل نسبت به تعهداتش در قبال دختران شین آباد مسوولیت پذیر باشد. آن ها ملزم به انتخاب و اتخاذ مناسب ترین راه برای درمان این کودکان هستند.»

احمدی نیاز می گوید این کودکان در دو پروسه زمانی مشمول دیه شدند اما این دیه اما و اگرهای زیادی داشته است: «دیه ای که آن ها گرفتند، متعلق به زمان آتش سوزی و دیه صدمه وارده بر تن شان بوده اما از روز حادثه تا امروز تحت عمل جراحی هستند. از بدن خودشان پوست تولید می کنند و به قسمت دیگر بدن شان می دوزند. هزاران ساعت آسیب روانی تحمل کرده اند. باید دولت متعهد باشد که تا بهبودی کامل، آن ها را رها نکند.»

دختران شین آباد حتی روی شناسنامه خود عکس ندارند. نادیه می گوید دلش نمی خواهد عکس صورت سوخته اش را روی شناسنامه اش الصاق کنند. او امیدوار است سال ۹۷، سال تحقق وعده هایی باشد که وزیربهداشت به آن ها داده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *